اثرات منفی مشارکت نکردن پدر در تربیت کودک
حضور موثر و مشاركت پدر در امور تربیتی باعث میشود كودك پدر را صاحب قدرت بداند و به او تكیه كند. وقتی پدر كنار میكشد یا كنار گذاشته میشود، ناخودآگاه این تصور برای كودك ایجاد میشود كه پدرش ضعیف است و از پس كارها برنمیآید.
کد خبر :
585534
سرویس سبک زندگی فردا: ضربالمثل یك دست صدا ندارد در مورد تربیت فرزند هم صدق میكند. نه شما و نه هیچكس دیگری به تنهایی نمیتواند نیازهای عاطفی و روانی فرزندش را برآورده كند. مادر و پدر هیچیك نمیتوانند به تنهایی و بدون همكاری دیگری كودك سالمی را بار بیاورند. كیانینژاد، روانشناس میگوید: پدر و مادر هر كدام ویژگیهایی دارند كه حذفشان باعث میشود همهچیز به خوبی پیش نرود و به اصطلاح یك جای كار بلنگد. اگر شما هم تصور میكنید با تمام وقت مادری كردن و حذف پدر از گردونه تربیت و وقتگذرانی با كودك، همه دینتان را به كودك خود ادا كردهاید، این مطلب را به
نقل از بیتوته بخوانید تا بدانید با این تصور چقدر به فرزندتان آسیب میرسانید.
اگر بیمسوولیتی شامل بیدقتی در یكی، دو مورد باشد، مادر میتواند در فضایی دوستانه، حساس بودن كودك را به پدر یادآوری كند و به اتفاق راهحلی برای این مشكل پیدا كنند اما اگر مادر میداند كه پدر كودكآزاری میكند باید به نحوی او را راضی كند تا برای درمان به متخصص مراجعه كند. اگر هم راضی به درمان نشد، بهترین راه این است كه كودك را با پدر تنها نگذارد.
مادرهای وسواسی بعضی مادرها فقط خودشان را دارای صلاحیت میبینند و فكر میكنند پدر هر كاری كه انجام میدهد، اشتباه است بنابراین برای اینكه اشتباهات خیالی به تربیت كودك خدشهای وارد نكند به پدر اجازه مداخله در امور فرزند را نمیدهند یا در یك حالت دیگر آن قدر از رفتار پدر با كودك انتقاد میكنند و ایراد میگیرند كه پدر ناچار میشود كنارهگیری كند چون در این شرایط هم تحقیر میشود و هم خسته و نمی تواند بیش از این وضعیت را تحمل كند. چه باید كرد؟ مادران وسواسی باید بدانند هیچكس نمیتواند ادعا كند كه دچار اشتباه نمیشود و خود آنها هم ضعفهایی دارند و
اشتباهاتی مرتكب میشوند. اولین اشتباه همین نگاه غلط به تربیت فرزند است! راهكار ساده این است كه مادر بدون اینكه به همسرش انگ نابلدی بچسباند، با او صحبت و انتظاراتش را مطرح كند تا به یك روش مشخص در تربیت فرزندشان برسند. همچنین بسیار مهم است که والدین همیشه در پی مطالعه و كسب آگاهی در زمینه فرزندپروری باشند. كتابها و مقالات بسیار زیادی در اینباره وجود دارد كه بهراحتی قابل تهیه هستند. اگر كسی نمیتواند مطالعه كند، در عوض میتواند از متخصص مشورت بگیرد یا در دورههای فرزندپروری شركت كند. نفس بالا بردن آگاهی میتواند این مشكل را از بین ببرد. مادرهای همهفن
حریف حتما مادرانی را كه بهتنهایی همه كارها را انجام میدهند، دیدهاید. اینها مادرهایی هستند كه دلشان میخواهد بهترین باشند و برای رسیدن به این هدف، سخت تلاش میكنند. یك مادر كامل مرتب به خورد و خوراك كودك میرسد، او را به مدرسه و كلاسهای مختلف میبرد و به خانه برش میگرداند، خریدها را خودش انجام میدهد، برای اینكه كودك او را بهترین بداند وظایف طبیعی كودك را انجام میدهد و اجازه نمیدهد خود كودك كمترین زحمتی بكشد حتی به جایش فكر میكند و تصمیم میگیرد و خلاصه در رسیدگی به كارهای كودك و بهطور كلی در فرزندپروری هیچ سهمی را برای پدر در نظر
نمیگیرد؛ ضمن اینكه اگر پدر هم اصرار به مشاركت داشته باشد، این اجازه را نمیدهد و سعی میكند او را دور نگه دارد. این مادران چون میخواهند بهترین باشند (چه در نظر دیگران و چه پیش كودك) حاضر نیستند مسوولیتها را با پدرها قسمت كنند. چه باید كرد؟ لازم است مادران كامل بدانند این همه فشار آوردن به خود برای بهترین شدن، فایدهای ندارد. مادری برای كودكش بهترین است كه در وهله اول حال خودش خوب باشد. مادری كه همیشه به فرزندش رسیدگی میكند، برای او جذاب نخواهد بود. برای اینكه مادر جذاب و بهتری باشید، لازم است ساعاتی از روز را به امور شخصیتان اختصاص دهید. همسرتان را
فراموش نكنید و برای با هم بودن زمان بگذارید. اگر همسرتان را در تربیت فرزند شریك كنید و مسوولیتهایی را هم به او بسپارید، برای انجام همه این كارها فرصت خواهید داشت. به بابای جدید سلام كن بسیاری از افرادی كه بعد از فوت همسر یا طلاق دوباره ازدواج میكنند، برای پر كردن خلأ عاطفی و تربیتی كودك حاضر به ازدواج میشوند. واقعیت این است که هیچكس نمیتواند نقش پدر یا مادر از دست رفته را بازی كند و این جای خالی هرگز قابل پر كردن نیست. در صورت ازدواج مجدد مادر، مردی كه وارد زندگی میشود صرفا همسر اوست و وظیفه تربیت كودك را ندارد.