سرگه بارسقيان: وقتي جك استراو وزير خارجه وقت بريتانيا، جفري آدامز رئيس دفتر شخصي خود را به تهران فرستاد، انتظار ميرفت فصل جديدي از روابط تهران - لندن آغاز شود اما 3 سال پرفراز و نشيب در روابط دو كشور كه تا آستانه تهديد به قطع روابط ديپلماتيك پيش رفت هنوز كارهاي ناكرده زيادي باقي گذاشته است. سفير بريتانيا تعبير <دوره جديدي از روابط> را در توصيف سه سال گذشته به كار ميبرد و با خوشبيني و اميد تهران را ترك ميكند تا جاي خود را به <سايمون گس> دهد كه از سفارت بريتانيا در آتن به سفارت اين كشور در تهران ميآيد. آدامز به لندن بازميگردد و با ديويد ميليبند وزير خارجه بريتانيا مستقيما كار خواهد كرد. اين آخرين گفتوگوي جفري آدامز پس از پايان ماموريت ديپلماتيك خود در تهران است. سفير جوان، خوشبرخورد و فعال بريتانيا با اين پيام به لندن بازميگردد كه بايد هرچه سريعتر ارتباطات ديپلماتيك با تهران را شروع كرد.
-در بازگشت به لندن چه مسووليتي در انتظار شما است؟ آيا همچون سرريچارد دالتون سفير سابق بريتانيا به موضوع ايران خواهيد پرداخت يا شايد مسووليت جديد، شما را از پرداختن به مساله ايران و مشاوره به مقامات بريتانيايي درباره نحوه تعامل با تهران بازدارد؟ آقاي دالتون دوست و همكار من است. وقتي مدت ماموريتش در ايران به پايان رسيد و به لندن بازگشت، بازنشسته شد و از كار ديپلماتيك كناره گرفت و در حال حاضر يكي از مفسران پيشرو در موضوع روابط ايران و بريتانيا است. من از او كمي جوانترم؛ پس هنوز چند سالي ميتوانم در امور ديپلماتيك كار كنم. در بازگشت به لندن به وزارت امور خارجه بريتانيا منتقل ميشوم و مستقيما با آقاي ديويد ميليبند وزير خارجه كار خواهم كرد. ماهيت دقيق كار من هنوز اعلام نشده اما تعجب خواهم كرد اگر مسووليت جديد ارتباطي با مسائل ايران و خاورميانه نداشته باشد. البته آقاي دالتون چون از مسووليت ديپلماتيك كناره گرفته در بيان نظراتش آزاد است اما من چون كماكان در وزارت خارجه حضور دارم، در بيان نظراتم بايد قواعد ديپلماتيك را رعايت كنم.
-زماني كه به ايران آمديد چه تصوري از اين كشور و شرايط پيش رو داشتيد؟ طي اين 3 سال پرفراز و نشيب تصورات شما دستخوش چه تغييراتي شد؟ 3 سال پيش كه به ايران آمدم فكر ميكردم به كشوري ميآيم، سرشار از علايق فراوان نسبت به تمدن آن، كه داراي پيچيدگيهاي ديپلماتيك است. از اين تفكر و تصور سرخورده نشدم چرا كه هيچكدام از باورهاي من اشتباه نبود؛ زيبايي ايران و مهرباني مردم حتي در مواردي از انتظار من هم فراتر بود. در روابط ايران و بريتانيا هم دوره جديدي از روابط را تجربه كرديم البته هنوز پيشرفتهاي زيادي هست كه بايد به آنها دست يافت. تاكيد من بر دوره جديد روابط، به مفهوم تغيير يا نوع جديدي از ارتباط نيست بلكه روزآمد كردن روابط است كه با نيازهاي امروزي دو كشور همخواني داشته باشد. بارها گفتهام كه ما نبايد زنداني تاريخ باشيم، بلكه بايد نگاه هدفمند به تاريخ داشته باشيم. آنچه دوست دارم اين است كه در اين عمارت زيبا (سفارت بريتانيا) كه ميراث تاريخي مشترك ما است بنشينيم و درباره تكنولوژيهاي جديد و جنبههاي زندگي مدرن امروز گفتوگو كنيم.
-جناب سفير! در همين دورهاي كه شما آن را دوره جديدي از روابط توصيف ميكنيد، بارها بهطور جدي اصل وجود روابط ايران و بريتانيا زير سوال رفت و مورد تهديد قرار گرفت. من از حضور 3 ساله خودم در تهران لذت بردم اما نگفتم دوران آرامي را پشت سر گذاشتم. اگر به تاريخ روابط ايران و بريتانيا نگاه كنيد ميبينيد اين روال عادي روابط دو كشور است. شايد بتوان اينگونه توصيف كرد كه گويي ما در دام يك ازدواج افتاديم؛ خيلي دعوا ميكنيم اما در عمق آن عشقي هست كه زندگي را همچنان حفظ ميكند! دشواريهايي در روابط ايران و بريتانيا وجود دارد اما اين موجب دلسردي من نشد. ارتباط بين دو كشور، صرفا ارتباط دولتها نيست، بايد فراتر و گستردهتر از اين به مساله نگاه كرد. در دوران مسووليت من تعداد بيشتري ويزا براي ايرانياني كه قصد سفر به بريتانيا را داشتند صادر شد. سال قبل حدود 40 هزار ويزا از سوي سفارت صادر شد. اگر تعداد ويزاهاي صادر شده كاهش پيدا ميكرد من نگران ميشدم، اما واقعيت خلاف اين را ثابت ميكند. در بريتانيا هم علايق عميقي نسبت به ايران وجود دارد. موزه بريتانيا نمايشگاههايي درباره تاريخ و فرهنگ ايران برپا كرد كه نشاندهنده علايق عميق آنها به ايران باستان و نيز ايران امروز است. درباره 30 سال پس از انقلاب ايران نيز مجموعههاي تلويزيوني از شبكههاي بريتانيايي نمايش داده شد كه ميليونها نفر به تماشاي آن مجموعهها نشستند. با وجود تمام اين مسائل من كماكان نسبت به آينده روابط ايران و بريتانيا خوشبينم. تجربه كليدي من اين است كه ما به خوبي با هم كنار ميآييم. وظيفه ما اين است كه روابط سياسي را با ارتباطات مردمي همراه كنيم و اين نيازمند تلاش هر دو طرف است. پيام من به دوستان ايرانيام اين بوده كه ما آمادهايم به سمت جلو پيش برويم پس بياييد با هم همراه شويم.
-3 سال پيش كه به ايران آمديد برنامهها و اهدافي داشتيد كه شايد برخي از آنها در برخورد با تلاطمهاي موجود در روابط ديپلماتيك امكان تحقق نيافت. اين اهداف محقق نشده چه بود و آيا وضع موجود براي شما رضايتبخش است؟ با وجود پيشرفتهايي كه در روابط به دست آمد اما هنوز خيلي كارها مانده كه بايد انجام شود. ما علاقهمند بوديم كه در حال حاضر مشغول مذاكرات جدي براي حلوفصل مساله هستهاي باشيم اما در اين وضع قرار داريم كه رضايتمندانه نيست. آرزو داشتم ارتباطات فرهنگي را بيش از آنچه هست گسترش دهيم. البته بايد كاري براي جانشينم باقي ميگذاشتم (با خنده) اگر همه كارها انجام ميشد ديگر مسائل براي او جالب نميشد و دوره كسالتباري را ميگذراند.
-با چه خاطرات تلخ و شيريني ايران را ترك ميكنيد؟طي اين 3 سال با كداميك از مقامات ايراني ارتباط خوبي برقرار كرديد؟ فقط خاطرات دلپذير از ايران دارم و اميدوارم روزي بتوانم برگردم. من با تمام نمايندگان دولتي در ايران ارتباطي روشن و حرفهاي داشتم، اما وظيفه يك ديپلمات فراتر از اين است. من در تمامي بخشهاي جامعه دوستان خوبي پيدا كردم.
-آيا اعلام آمادگي باراك اوباما رئيسجمهور آمريكا براي مذاكره مستقيم و بدون پيششرط با تهران، ميتواند فضاي ديپلماتيك جديدي براي ايران ايجاد كند؟بريتانيا حاضر است با آمريكا در بازنگري سياستهايش در قبال ايران همكاري كند؟ روي كار آمدن دولت جديد ايالات متحده كه علاقهمند به ارزيابي مجدد در روابط خود با ايران است براي همه يك فرصت شگفتانگيز است. البته دولت جديد آمريكا در حال ارزيابي سياستهاي خود است و هنوز به نظر قاطعي دست نيافته اما از همين جا اعلام ميكنم ما از هر نتيجهاي كه آمريكاييها به آن برسند، پشتيباني ميكنيم. علاقهمنديم همه بدانند هر كاري كه لازم باشد انجام ميدهيم تا همگان از اين فرصت خوب استفاده كنند. روابط موفق بين ايران و آمريكا زمينههاي بالقوه بسياري براي حل همه مسائل فراهم ميكند. در زمينه مساله هستهاي اين امر ميتواند سبب ايجاد اعتماد ازدسترفته شود كه موقعيت را براي ادامه مذاكرات ايجاد خواهد كرد و اين همان تكه گمشده پازل است كه در جاي خود قرار ميگيرد و ميتواند مسائل را حل كند.
-آمادگي آمريكا براي گفتوگوي بدون پيششرط با ايران، اروپا را نگران نميكند؟ نگران نيستيد كه تلاشهاي 5 ساله شما براي تعليق غنيسازي اورانيوم و گفتوگو با ايران به شرط تعليق، با اين ابتكار اوباما به هدر رود؟ الزام ايران به تعليق غنيسازي اورانيوم سياستي منحصر به اتحاديه اروپا نيست. اين درخواست آمريكا، روسيه، چين و ديگر كشورها است و در قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل هم به كرات مطرح شده است؛ در حالي كه هيچ قطعنامهاي نيز در شوراي امنيت نميگويد مقامات ايراني و آمريكايي نميتوانند با هم مذاكره كنند. جامعه جهاني از انجام چنين گفتوگوهايي استقبال ميكند. اميد ما اين است كه مقامات ايراني و آمريكايي مذاكره كنند تا اعتماد متقابل ايجاد شده و مساله هستهاي حلوفصل شود. ما اميدواريم در سال 2009 اين اتفاق بيفتد، چون مساله فوريت دارد.
-دولت بريتانيا براي كمك به اوباما در برقراري روابط با ايران آماده است؟ دولت اوباما به اندازه كافي توان برخورد با مساله را دارد و آنچه مهم است اين است كه اين مذاكرات احتمالي از حمايت كامل ما برخوردار خواهد بود.
-مقامات بريتانيايي از همكاري ايران و آمريكا در موضوع افغانستان استقبال كردهاند و چنانكه گفته ميشود افغانستان ميتواند پلي جديد در روابط ايران و غرب باشد. آيا ميتوان اين همكاري احتمالي را پيشزمينه يك تعامل گستردهتر بين ايران و آمريكا و بريتانيا ارزيابي كرد؟ درباره افغانستان قاطعانه باور دارم كه منافع ايران، آمريكا و بقيه كشورها با يكديگر مشترك است. آنچه ما براي افغانستان ميخواهيم با آنچه ايران ميخواهد يكي است. در مورد عراق هم همينطور است. عراقي كه ايران ميخواهد عراقي امن و باثبات و با پيشرفت اقتصادي است، اين همان چيزي است كه ايالات متحده و بريتانيا خواهان آنند. اين دشواريهاي تاريخي است كه از همكاريهاي گستردهتر درباره موضوعات حياتي جلوگيري ميكند. اگر دولت اوباما يك تفكر جديد در تعاملات خود ارائه دهد، اين تفكر به مساله افغانستان و عراق محدود نميشود بلكه همه زمينهها را دربر ميگيرد.
-آيا به همان فوريتي كه شما براي حلوفصل مسائل قائليد، برداشتن گامهاي جدي ديپلماتيك فوري خواهد بود يا براي فراهم كردن مقدمات آن به زمان و ارزيابي شرايط نياز است؟ بايد كمي صبر كنيم. آنچه گفتم ارائه تصويري از امكانات بالقوه بود كه در سال 2009 وجود دارد. ما مجموعهاي از مسائل اعم از برنامه هستهاي ايران، اوضاع افغانستان و عراق را پيش رو داريم كه ميتوانيم سال 2009 را با شيوه متفاوتي به پايان برسانيم كه مفيد باشد. فهرست كارهاي چالش برانگيزي پيش روي ما است كه بايد انجام شود و وقت و انرژي ميطلبد. اينها مسائلي است كه براي دستيابي به راهحل آن، هر دو طرف بايد آماده باشند و با ديد درست و علاقه با آنها برخورد كنند. با اطلاعاتي كه دارم طرف آمريكايي كاملا آماده برقراري ارتباط با ايران است. اميد من اين است كه ايران هم به همين اندازه آماده باشد. در روابط ايران و بريتانيا نيز بايد كار بيشتري انجام شود تا اعتمادسازي صورت گيرد. كمك به پيشرفت در مسائلي چون برنامه هسته اي، عراق و افغانستان حتما به يك روابط بهتر كمك ميكند.
-در بازگشت به لندن حامل چه پيامي به مقامات وزارت خارجه بريتانيا هستيد؟آيا بايد سريعا دست به كار شد يا منتظر نتايج انتخابات رياستجمهوري ايران ماند و پس از آن برنامههاي ديپلماتيك را طراحي كرد؟ واضح است دستور كاري كه پيش رو داريم حكم ميكند كه سريعا كار را شروع كنيم. انتخابات رياستجمهوري مساله بسيار مهمي براي ايران است ولي براي جامعه جهاني به اندازه ايرانيها اهميت ندارد. من نميتوانم نتيجه انتخابات را حدس بزنم، حق راي هم ندارم! اما ديپلماتها بايد كار خودشان را شروع كنند.
نظرات بینندگان:
اين مصاحبه را همه مسئولين كشورمان در هر سطحي كه هستند بايد دقيق بخوانند.
نظرات کاربران
نظر سنجی
در صورتی که ایمیل ملی برای عموم مردم قابل استفاده باشد، آیا حاضر به استفاده از آن به جای جیمیل و یا غیره هستید؟